هر چه ما پيش برويم، احتياج ما به کتاب بيشتر خواهد شد. اينکه کسي تصور کند با پديدآمدن وسائل ارتباط جمعي جديد و نوظهور، کتاب منزوي خواهد شد، خطاست. کتاب روز به روز در جامعه ي بشري اهميت بيشتري پيدا مي کند. ابزارهاي نوظهور، مهم ترين هنرشان اين است که مضمون کتاب ها و محتواي کتاب ها و خود کتاب ها را راحت و آسان منتقل کنند. جاي کتاب را هيچ چيزي نمي گيرد.

رهبر انقلاب در دیدار خود با مسئولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فرموده‌اند:

«جمله‌اي راجع به مسأله‌ي کودکان و نوجوانان عرض کنم: حقيقتاً بايد بگويم که اگر مسؤولان امور فرهنگي کشور بخواهند مسأله‌ي کودک و نوجوان را آن‌چنان که هست، مورد اهتمام قرار دهند، من خيال ميکنم خيلي از آنهايي که مسؤولند، از ساعات خوابشان هم خواهند زد تا به اين مسأله بپردازند. امروز قضيه‌ي تربيت کودک و نوجوان، با گذشته‌هاي دور - حتّي با گذشته‌هاي نه چندان دور، مثلاً با بيست سال پيش - خيلي تفاوت کرده است.

ما ميخواهيم از اين نسلي که امروز مثل مادّه‌ي خامي و مثل ذخيره‌اي در اختيار يکايک ماست، چه ساخته شود؟ آينده‌اي را که آنها خواهند ساخت و پرداخت و پيش برد، چگونه تصوير کرده‌ايم؟ اگر حقيقتاً به آرمانهاي اسلامي و ملي و عظمت ايران وايراني و جبران راهي که دستهاي استبداد سياه در اين صدوپنجاه سال، دويست سال اخير ما را در آن کشانده است، فکر ميکنيم؛ اگر اينها برايمان مهمّ است و به آينده به معناي حقيقي کلمه اهميت ميدهيم، پس بايستي به تربيت کودک و نوجوان خيلي بپردازيم، درباره‌ي آن خيلي فکر کنيم و اهميت آن را خيلي بشناسيم؛ که احساس ميکنم براي برخي از مسؤولان امور فرهنگي - دست‌اندرکاران - مسأله به اين شکل مطرح نيست!

امروز کودک ما - چه برسد نوجوان - آگاهي و هوشيارياي دارد که داده‌ي ترديدناپذير جو و فضاي انقلاب است. در گذشته اين آگاهيها، اين آزاديها و اين روح استفهام و اين ميل به دانستن، نبود. دسترسيهايي هم وجود دارد که در واقع دسترسي کودک ما، يک منبع فرهنگي نيست؛ بلکه با ديد درست، دسترسي مراکز هدايت کننده‌ي فرهنگ در سرتاسر دنيا براي القاي مقاصد استعماري به کودک ماست. قضيه از اين طرف مطرح است. وقتي که ما از يک متاع فرهنگي فاسد که از طرف دشمنِ کشور، دشمنِ مردم، يا لااقل يک بيگانه‌ي بيعلاقه - از اين‌که ديگر کمتر نيست - حرف ميزنيم، بعضي خيال ميکنند که ما از دسترسيهاي فرزندان خودمان ناراحت و نگران هستيم يا شکايتي داريم. ميگويند: «آقا! جوانند، بگذاريد بفهمند!» کأنّه ما ميخواهيم جوانمان نفهمد! ما از دسترسي بيگانه به ذهن فرزند خودمان نگرانيم. قضيه از آن طرف، قابل مطالعه و بررسي است.

بچه‌ي شما در آغوش شما، در مدرسه‌ي شما، در کتابخانه‌ي کانون و جلوِ روي شماست و شما براي او فکرهايي، آينده‌اي واميدوارياي داريد. ناگهان مشاهده ميکنيد دسترسي يک نفر که حداقل بيگانه است - شما با اين بچه خويشاونديد، شما معلّمش، پدرش، يا مربّيش هستيد؛ ليکن او بيگانه و بيعلاقه به سرنوشت اين بچه است - به اين بچه، از راه همين کالاهاي فرهنگىِ متداول و رسانه‌هاي گوناگون خبري و فرهنگي، بيشتر از شماست! اين، جاي نگراني است و امروز اين وجود دارد؛ چه من و شما بخواهيم، چه نخواهيم!

نتيجه چيست؟ اين است که ما بايد گردشِ کار را تُندتر کنيم. ما بايد بيشتر تلاش کنيم و ميتوانيم. من اعتقاد دارم ما ميتوانيم بهتر، عينيتر، دقيقتر و سريعتر کار کنيم و نگذاريم. ما جوانان خودمان را تربيت کنيم.

پس نکته‌ي اوّل، در مورد اهميت کار بر روي کودکان و نوجوانان است. من به شما عرض کنم که شما مربّي عزيز، شما که در کتابخانه با کودک مواجه ميشويد، شما که قصّه ميگوييد، شما که کتاب ميفرستيد، شما که کتاب ميخوانيد و شما که در کار هنري و آفرينش هنري خودتان، آن کودک را مخاطب قرار ميدهيد، بدانيد که الان درست روي نقطه‌ي اصلي و اساسي حرکت ميکنيد. شما درست آن کاري را که بايد انجام گيرد انجام ميدهيد. آن کسي ميتواند از کار خود، شاد و خشنود و از رضاي الهي خاطرجمع باشد که خلأِ لحظه را پر کند. خلأِ لحظه اين است و شما اين خلأ را پُر ميکنيد. پس، اين نکته‌ي اوّل در مورد اهميت کار بر روي کودکان و نوجوانان است؛ يا به تعبير بهتر، براي کودکان و نوجوانان است که در حقيقت براي آينده، براي خانواده‌ها، براي کشور و تاريخ است.

نکته‌ي دوم، در مورد اهميت هنر و ادبيات است. کشور ما خوشبختانه کشور هنر و ادبيات است. نميخواهم به طور مطلق و بي‌مطالعه ادّعايي را بکنم که حالا در خيلي از رشته‌هاي هنري، يا بلد نيستيم، يا عقبيم، يا مقلّديم! در اين بحثي نيست؛ ليکن طبيعت اين تاريخ، بيشتر يک طبيعت ادبي و هنري است و گذشته‌ي ما، طبيعت ما و ادبياتِ خيلي قوي ما هم اين را نشان مي‌دهد.»

 

طراحي الگوي کتاب طيب فرآيند منظمي براي توسعه کتاب هاي طيب است که از سپاسخگو بودن نتيجه نهايي به نيازهاي کودکان و نوجوانان اطمينان حاصل مي کند. ابزار و روش هاي طراحي الگوي کتاب طيب، در ابزار و فناوري مد نظر براي توسعه و تحويل کتاب طيب نهته است و اين کار به فرايند، روش، ابزار، و فنون طرحريزي الگوي کتاب طيب نياز دارد تا اطمينان حاصل شود که طراحي هاي نهايي براي کتاب کودک و نوجوان به الزامات و نيازهاي مخاطبين به بهترين شکل پاسخ مي دهد.

طراحي الگوي کتاب طيب، تأمين کننده فرآيند، روش ها، ابزارها، و فنون لازم براي از ميان برداشتن تمام ضعف هاي مربوط و در نتيجه حصول اطمينان از به حداقل رسيدن ضعف در کتاب هاي کودک و نوجوان مي باشد. شکل ذيل در سطح گسترده اي، مراحل اساسي الگوي کتاب طيب را نشان مي دهد.

5 مرحله اصلی در به نتیجه رساندن یک کتاب طیب بدین قرار است:

  1. شناسايي ويژگي هاي کودکان و نوجوانان نسبت به موضوع کتاب
  2. کشف نيازهاي کودکان و نوجوان پيرامون موضوع کتاب
  3. طراحي کتاب بر اساس فناوري يا کارکرد تخصصي با خلاقيت و نوآوري
  4. توسعه فرآيند رسيدن کتاب به دست مخاطب
  5. توسعه کنترل ها و انتقال به بهره برداري ها در مرحله دريافت بازخورد مخاطبين

 

اگر بخواهيم شاخص ها را به صورت کمي و قابل ارزيابي تدوين کنيم بايد حداقل آنها را در پنج دسته قرار دهيم و در اين پنج دسته ارزيابي کنيم:

ارزيابي محتوايي

بخش ارزيابي محتوايي حداقل خود شامل 9 مورد مي شود

  • تناسب موضوع با نياز مخاطب
  • تناسب محتوا با گروه مخاطب
  • ميزان جامعيت محتوا بر اساس موضوع
  • تناسب محتوا با موضوع
  • ميزان خلاقيت و نو آوري در محتوا
  • ميزان تناسب عنوان با محتواي اثر
  • ميزان جذابيت نسبت به ساير آثار مشابه
  • وضعيت کتاب به لحاظ منابع (اتقان)

خوب مي دانيم که ارضاي اين خواسته ها کار آساني نيست. اين ملاک هاي معنوي کتابهايي کودکان حتي مهمتر از ملاکهاي سنجشي است که براي کتاب هاي بزرگسالان در دست داريم.

ارزيابي روشي

شيوه مواجهه‌ي علمي نويسنده با موضوع کتاب يا همان ارزيابي روشي خود شامل اين نکات مي شود:

  • ميزان اعتبار منابع مورد استفاده (استفاده از مستندات ديني، لمي و ادبي معتبر)
  • ميزان استفاده از روش هاي علمي (با توجه به گروه سني مخاطب ويژگي هاي شخصي و روحي گروه مخاطب)
  • تناسب روش ارائه مطالب کتاب با موضوع کتاب و گروه مخاطب
  • ميزان رعايت امانت در استفاده از منابع (کپي رايت)
  • ميزان استفاده از مثال، شعر، داستان کوتاه و ... در تفهيم مطالب

ارزيابي زباني

ارزيابي زباني و يا ادبي خود شامل اين موارد مي شود:

  • ميزان رعايت قواعد نگارشي و کيفيت ساختار دستوري متن
  • ميزان رسا و روان بودن زبان متن در عين مختصر بودن
  • ويراست متناسب با گروه مخاطب
  • عدم استفاده از لغات نامانوس

ارزيابي ساختاري

هر کتاب داراي ساختاري است که ملاک هايي براي ارزيابي ساختاري آن مي توان بيان کرد که اهم آنها عبارتند از:

  • فصل بندي مناسب کتاب
  • ميزان پيوستگي و انسجام مطالب
  • ارائه جمع بندي مباحث و نتيجه گيري در انتهاي هر فصل
  • ميران ارائه فهرستهاي مناسب (مطالب، منابع، راهنما و ...)

ارزيابي ظاهري

مي توان ادعا کرد که ارزيابي ظاهري کتاب از جهتي مهمتر از ازيابي چهار بخش ديگر است زيرا مخاطب در مرحله اول با ظاهر کتاب ارتباط برقرار مي کند، لذا مهمترين شاخص ها در اين مرحله عبارتند از:

  • تناسب حجم اثر با گروه مخاطب
  • ميزان جذابيت طراحي جلد
  • ميزان انتقال پيام اثر در طراح جلد
  • ميزان تناسب قطع با گروه مخاطب
  • ميزان تناسب قطع با نوع اثر
  • ميزان نوآوري و خلاقيت در ظاهر اثر
  • ميزان جذابيت طراحي داخلي و صفحه آرايي
  • ميزان تناسب قلم (فونت) اثر با گروه مخاطب
  • ميزان تناسب رنگ و گروه مخاطب
  • کيفيت کاغذ
  • کيفيت چاپ